السيد جعفر السجادي

484

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

تخصيص و تعيين ( و محدود ساختن موضوع ) اكتفا نمىشود بلكه بايد ( در موضوعات علوم جزئيه ) مخصّصات ديگرى بر آن موضوعات علاوه بر اين كه موضوع ، صاحب طبيعت مطلقه ( يعنى جسم طبيعى ) و يا صاحب كميت مطلقه ( يعنى جسم تعليمى ) مىباشد اضافه نمود ( تا با اين قيود اضافى بتوانند موضوع علوم جزئيه‌اى كه در تحت علم طبيعى و يا در تحت علم تعليمىاند قرار گيرند ) و اين علوم جزئيه كه در تحت علم طبيعى و يا تعليمى قرار گرفته‌اند عبارتند از مباحثى نظير مباحث امزجه ( يعنى مسائلى كه مربوط به شرح و توضيح و تفصيل انواع تركيبات عنصرى است ) و يا نظير مباحث مربوط به اقسام اصوات و تأليف و تركيب ما بين اصوات و نغمات گوناگون آن‌ها و يا نظير مباحث مربوط به احكام كواكب و سيارات و مسائلى كه متفرع‌اند بر نسبى به نام نسب انظار نجوم و مقارنات و اتصالات آن‌ها به يكديگر و يا نظير غير اين علوم از ساير علوم جزئيه‌اى كه بحث مىكند از احوال موجوداتى كه تنزلات و تخصصات خارج از مطلق وجود طبيعى و تعليمى بر آن‌ها متضاعف گرديده است ( معمولا هر علمى داراى موضوعات و مسائل و مبادى است . مقصود از موضوع ، امر كلى است كه در علم بحث از احوال و عوارض آن مىشود و مقصود از مسائل ، احوال و عوارضى است كه بر موضوع حمل مىگردد . و مقصود از مبادى ، مقدماتى است كه قبل از شروع در بيان مسائل علم بايستى آن‌ها را يا به طور مسلم پذيرفت و يا وجود و صحت آن‌ها در علمى بالاتر و اعم از آن علم مورد نظر ثابت شده باشد . از جمله مبادى علم ، اثبات وجود موضوع آن علم است كه بايد در علم بالاتر يعنى علم اعم ، مورد بحث قرار گيرد و لذا اثبات وجود موضوع علم ادنى ، خود از مسائل علم اعلى است . مثلا وجود جسم ، موضوع علم طبيعى است كه در آن از احوال و عوارض جسم بحث مىشود ولى اثبات وجود جسم از جمله مسائل علم اعلى يعنى علم فلسفهء كلى و الهيات بالمعنى الاعم خواهد بود ) . ولى چون وجود از آن جهت كه وجود است مستغنى از اثبات و تحديد است تا كه براى اثبات آن نيازى به وجود علمى اعلى و اعم از فلسفه باشد و وجود در آن علم از جمله مسائل و مطالب آن علم قرار گيرد و در علم فلسفه از مبادى مسلمه باشد ، لذا موضوع اول براى علم حكمت الهى همانا موجود است از آن جهت كه موجود است ، ( يعنى موجود مطلق اعم از واجب و ممكن ) ، نه وجود واجب به تنهايى چنان كه برخى گمان كرده‌اند . زيرا وجود واجب ، خود ، از جمله مطالبى است كه بايستى در اين علم ( يعنى علم فلسفه اعلى ) ثابت گردد . و اما مسائل علم حكمت الهى و مطالب مورد بحث در آن علم عبارت است از اثبات جميع حقايق وجوديه كه از آن جمله است اثبات وجود خدا و وحدانيت او و اسما و صفات و افعال و ملائكه و كتب و پيامبران او و اثبات عالم آخرت و كيفيت پديد آمدن عالم آخرت از ناحيهء نفوس . پس حكيم الهى در حقيقت آن كسى است كه ايمان بياورد و تصديق كند اين معارف را كه عبارتند از خدا و ملكوت اعلى و اسفل و كتب عرشى و لوحى و قضا و قدر الهى و سفرا و فرستادگان او و ايمان بياورد به بازگشت هر چيز به سوى خدا . « يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ » ( روزى كه زمين